زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه پنجاه و هفتم

1392/1/18 13:56
نویسنده : الی
158 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزم

دردونه مامان

مامان هفته اخری عید رو رفت شمال  خیلی خوش گذشت ولی خب مثل همیشه جای تو خالی بود

نمیدونم چرا اونجا بیشتر بهت فکر میکردم

شاید دیدن بقیه بچه ها منو به وجد میاورد و میبرد به خیالات

خاله نفیسه هم که 13 روز عید رو پیش ما بود  ..... بابایی احمد هم کلی خیالبافی تو رو کرد و همش میگفت اگه الی اینا بچه دار بشن من این کار رو میکنم ........ اگه بچه دار بشن من اون کار رو میکنم

این ماه هیچ حسی ندارم ........... مثل همیشه امیدوار به حضورت ولی نه مثل هر ماه ....... نا امید هم نیستم ........... یه حس خنثی

بابایی حسین هم کربلا بود  و دیروز اومد ......... یه پارچه سبز رو برام تبرک کرده بود ....... به نیت اومدن شما

دیگه همه دارن نگران میشن ........ فقط به روم نمیارن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مریم.خلوت مادرانه
19 فروردین 92 10:41
سلام الی جونم کاکلا درکت میکنم خدا بررگه...
من آپم یه سوال داشتم ازت خواهش میگنک لطفا بیا راهنمایم کن.مرسی


اومدم با کله
پرپرواز
24 فروردین 92 15:01
سلام الی جان امیدوارم زود انتظار به سر آید و کوچولو ی زیباتون همیشه سالم باشه .وب زیبایی دارید .من یک وبلاگ زدم با موضوع تربیت دینی فرزندان.در لیست وبلاگهای منتخب هم باعنوان پرپرواز قرار داره .خوشحال میشم سری بزنید ،نظر بدید و اگه خوشتون اومد لینگش کنید. یا علی
نرگس مامان باران قلنبه
3 اردیبهشت 92 12:12
عزیزم هر طوری که دستور میفرمایین ما عکس دخملی رو تقدیمتون کنیم